مصاحبه تاریخچه عکس آموزش جدیدترین ها روزگار عاشقی دانلود پرشین رپ آهنگهای بندری
» آمار بازدید ها : www.zendegi-ziba.blogfa.com
" width="طول" height="عرض"> آرشیو مطالب هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته اوّل فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته سوم اسفند 1385 پیوندها پیوندهای وبلاگ ::Khalo0-Masih::::بهترین عکس ها و فلش ها و لینکهای دیدنی::::جدیدترین و بهترین عکس ها::::بی نظیرترین عکس ها و فلش ها و اس ام اس ها::::طراح حرفه ای قالب وبلاگ::AnJoMaNe MoToRe JoSToJoo GaRe iRaNi::: TehMusic:::Persian Themes پیوندهای روزانه اینترنت چت مولتی مدیا تمام پیوندها لینکستان ..:: Negareh Design ::..قالب وبلاگ Internet,Chat,Multi media نهنگ ..::لینک دوستان ::.. اطلاعیه های سایت :با تشكر از بازديد شما از پایگاه ما ، اميدواريم لحظات خوشي را در اين پایگاه سپري نماييد. برای رسیدن به نتیجه مطلوب لطفا تا كامل شدن صفحه صبر کنید و از تمام صفحات بازدید نماييد .پیغام مدیر وبلاگ مصاحبه با امینم. نیویورک راک: خب، از اینکه ثروتمند و مشهور شدی و تعداد خیلی زیادی از نوجوان ها بهت علاقه دارند چه احساسی دارید؟ امینم: من همیشه در آرزوی این چیزا بودم اما این رویا تقریبأ برام یه کابوس وحشتناک شده. منظورم اینه که هرکسی دوست داره به جایی که من الان رسیدم برسه. همه می خوان هر طوری شده به موفقیت من برسند. باید حواستون باشه که چی آرزو می کنید. -دردسرهای ستاره شدن چه چیزهایی میتونه باشه؟ امینم: دیگه نمی تونم با خیال راحت تو خیابون قدم بزنم یا بسکتبال بازی کنم. فقط با این خاطر که همه قیافه منو می شناسند. تنها چیزی که می خواستم این بود که در ارتباط با موسیقی هیپ هاپ فعالیت داشته باشم. منتها حالا با یه دنیا دردسر باید کلنجار برم! مردم میان در خونه من، زنگ در خونه رو فشار میدن اون وقت یا می خوان ازم امضا بگیرند یا این که کتکم بزنند. این خیلی مسخره است ! - من فکر می کنم که برای موسیقی داری تاوان گناه خیلی سنگینی پس میدی. خب، می دونم که نداشتن آسایش خیلی سخته اما مطمئنأ می دونی که عاقبت مشهور شدن به کجا ختم میشه؟ امینم: هیچ کس واقعا نمی دونه که چه فشارهایی رو تحمل می کنم. من واقعا تحت فشارم. فشار اینکه همیشه خوب باشم، همیشه سوژه داغی باشم، همین الان هم بابت کارم فشارهای زیادی رو تحمل میکنم. بعضی وقتها تصمیم می گیرم که یه کارهایی رو انجام بدم تا از این اوضاع خلاص بشم و یه استراحتی بکنم، منتها نمی دونم چیکار باید بکنم. شاید واقعأ زندگی من مثل گذشته هیچ وقت هم روی آسایش رو به خودش نبینه. -قبل از این که مشهور بشی زندگیت چطور بود؟ امینم: قبل از مشهور شدنم توی باشگاه گیلبرت کار می کردم. همه چش برام ریتم آهسته ای داشت. اما الان انگار کسی دکمه حرکت رو به جلو رو فشار داده و همین جور مثل برق و باد روزهای زندگیم میان و میرن. گاه گداری زندگیم مثل یک فیلم عجیب و غریب میشه، می دونید گاهی از خودم می پرسم که یعنی این اتفاقهای زندگی واقعأ داره رخ میده؟ باری اینو بهتون بگم که گرفتاریهای مشهور شدن بهتر از خوبی های اونه، دنیای شهرت دنیای واقعأ عجیبیه! - توی اشعارتون از کلمه Faggot خیلی استفاده می کنید آیا شما منظورتون اینه که با اونا مخالفید؟ امینم: مردم واقعا نمی دونن که من اهل کجام، برای من Faggot به معنی هم جنس باز نیست. چطور بگم منظورم مرد زن صفت یا مرد نازک نارنجیه. یه مرد ترسو که بری از مردانگی نبرده. - بعضی وقتها به نظر میرسه که با اشعارتون قصد دارید با والدین، جامعه و مسائل اجتماعی مخالفت کنید و غوغا به راه بندازید. در این باره چی می گید؟ امینم: من تو شهر دیترویت بزرگ شدم. توی سخت ترین شرایط زندگی، توی فقر، توی بیچارگی، میون آدمهای خشن و زورگو، من حرفهای شسته و رفته بلد نیستم ، من همینم که هستم و چیزی رو که توی فکرمه به زبون می آرم. من موقع ضبط آلبوم نقاب روی صورتم نمی ذارم و دقیقأ همون چیزایی رو می خونم که توی قلبم احساسشون می کنم، از چیزهایی می خونم که از همون دوران بچگی لمسشون کردم و سالهای سال این افکار مثل یه غده زیر پوستی رشد کرد و بزرگ شد و حالا این غده بیرون زده تا خوب بشه، من به کسی توهین نمی کنم . با هیچ کس دشمنی ندارم. فقط درباره چیزهایی می خونم که سالهاست قلبم رو به درد میاره، حالا چه این مشکلات خودم باشه یا این که مشکلات جامعه من باشه که من هم توی اون زندگی می کنم. من به کسی توهین نمی کنم فقط با زبون موسیقی کارهای زشت و پلیدشون رو براشون بزرگ و قابل لمس میکنم، خب با این کار معلومه که بهم اعتراض می کنند چون دیگه دستشون رو شده. - لحن تند شما واقعأ براتون دردسر ساز شده فکر نمی کنید که بهتره بعضی وقتها جلو زبون خودتون رو بگیرید و درباره بعضی از مسائل آواز نخونید؟ امینم: اگه من به چیزهای ناخوشایند فکر کنم همونا رو به زبون می آرم، خیلی از مردم افکارشون از من خیلی زشت تره، منتها اونارو به زبون نمی یارن، من فکر می کنم که افکارشون از من خیلی زشت تره، منتها اونارو به زبون نمی یارن، من فکر می کنم که افکارم رو بی دلیل به زبون می آرم،من اونا رو روی کاغذ می آرم و بعد بیانشون میکنم که من به این کار میگم :صادق بودن ... - فکر نمی کنم که شما به یک شغل سیاسی علاقه داشته باشید؟ امینم: ابدأ، من هر چیزی رو که می گم و هر کاری رو که انجام میدم، میون این دو چیز، چیز دیگه ای وجود نداره، مردم یا دوستتون دارند یا ازتون متنفرند. اونا نمی تونند به خاطر اینکه حقیقت و اون چیزی رو که توی ذهنم می گذره می گم هم دوستم داشته باشند و هم منو تحمل کنند. - شما الان دیگه پیر شدید و صاحب دختر کوچولوی خوشگل هستید، می خواهم از نقشه هایی که برای زندگی در سر دارید برام بگید. پدر شدن مسئولیت سختیه... امینم: اینا رو می دونم، می خوام هر وقت که دخترم بهم احتیاج داره در کنارش باشم. می خوام در قدم به قدم راه با اون باشم، می دونید، تولد اون بهترین انتخاب زندگی منه. لعنت به شهرت . «هیلی» خیلی برام از اونا عزیزتره. فکر می کنم برای شهرت و معروف بودن و روی صحنه فریاد زدن هم یه حد و مرزی وجود داره، من باید در کنار اون باشم. بابای اون باید زنده بمونه، وقتی که تصمیم به کار اشتباهی می گیرم اون واقعا کمکم می کنه. تموم فکرم دخترم است.اون همیشه مراقب منه و کنترلم می کنه، خب چی می تونم بگم؟ من دوستش دارم، بلاهای زیادی به سرم اومده اما در مقابل هر سختی عشق به «هیلی» بهم صبر و استقامت میده. اون باعث میشه سنگینی این فشارها رو احساس نکنم. دخترم تا آخر عمر به چیزی احتیاج نداره و از این بابت یه دنیا خوشحال هستم. [+] نوشته شده توسط sms; در 6:10 بعد از ظهر | | بیوگرافی امینم مارشال مترز ملقب به امینم در هفدهم اکتبر سال 1972 در خانواده ای فقیر و در حوالی شهر کانزاس به دنیا آمد. در دوران تحصیل برای رفتن به مدرسه مجبور بود که هر روز مسافت بین شهر کانزاس و منطقه مرکزی دیترویت را با پای پیاده طی کند. مارشال دوازده ساله بود که به همراه مادرش به حومه شرقی دیترویت نقل مکان کردند. او مجبور بود که هر دو یا سه ماه یک بار مدرسه خود را عوض کند و همین موضوع باعث شد که او در ایجاد روابط دوستانه،تحصیل و داشتن آسایش ذهنی با مشکلات متعددی مواجه شود. امینم در دوران نوجوانی با مشاهده هر نوع ظلم و ستم، تبعیض و بی عدالتی دچار خشم می شد و شدیدا آن را محکوم می کرد. او با این که سفید پوست بود، اما رفتار بی رحمانه و نژادپرستانه مسئولان سیستم آموزشی با همکلاسیهای سیاهپوست او باعث شد که از تحصیل و مدرسه بیزار شود.او از سن چهارده سالگی شیفته موسیقی رپ شد.درگیری و نزاع دانش آموزان در سالن ناهار خوری برایش از سویی هیجان انگیز و از سوی دیگر تجربه ای دردآور بود. سرانجام تحصیل را رها کرد و به مدت چند سال با دستمزدی ناچیز در حرفه های گوناگون مشغول به کار شد، با این وجود،از علاقه او نسبت به موسیقی ذره ای کاسته نشد. وی با تلاش فراوان و پشتکاری تحسین برانگیز سخت کوشش کرد و سرانجام در سال 1995 توانست اولین آلبوم خود "بینهایت" را عرضه کند. این آلبوم در همان ابتدای راه با شکست مواجه شد و مورد استقبال هواداران موسیقی رپ قرار نگرفت. این شکست باعث شد او که دوران کودکی خود را در فقر و فلاکت و بی عدالتی گذرانده بود ، محکم تر و استوارتر از همیشه در راه مبارزه برای رسیدن به قله موفقیت قدم بردارد. او که ژیمناستی پر شر و شور بود به همراه نسخه ای از آلبوم ناکام خود در المپیک رپ سال 1997 شرکت کرد و در کمال ناباوری توانست در رقابتهای Free Style" " مقام دوم جهان را به خود اختصاص دهد. در همان هنگام با دکتر دِرِ آشنا شد که این آشنایی به حمایت مالی دِر از امینم منتهی شد. در اواخر سال 1999 آلبوم «اسلیم شیدی» را روانه بازار موسیقی کرد که با استقبال گرم هواداران مواجه شد. وی در این آلبوم با اشعاری صریح نکته بینانه و تلخ معضلات و ناملایمات زندگی ماشینی و بی روح روزانه را به طوفان بست.آلبوم بعدی اش با نام مارشال مترز در تابستان سال 2000 میلادی روانه بازار موسیقی شد که در هفته اول فروش خود با رقمی در حدود دو میلیون نسخه، از نظر مدت زمان فروش، یهترین آلبوم رپ شناخته شده است. دوسال پس از انتشار این آلبوم شاهکار بعدی اش با عنوان «نمایش امینم» منتشر شد. انتقادات تند و نظرات موافق و مخالف درباره مضامین اشعار وی از جمله مسائل داغ و بحث برانگیز رسانه های تصویری و روزنامه هاست. بسیاری از مردم از خود می پرسند که چرا اشعار امینم تا به این حد بی پرده،رک ،تند وتیز و پر نفرت است. با نگاهی به دوران بلوغ و رشد او که سرشار از ظلم وستم و تبعیض بوده است، به این حقیقت می رسیم که این اشعار کوبنده از خاطرات دوران کودکی تا نوجوانی او بر ذهن معصوم اش سایه انداخته بودند ، سرچشمه گرفته اند. او با بیان این اشعار جسورانه دنیای سیاست فریبکارانه غرب را به باد انتقاد می گیرد. روابط سرد خانوادگی موجود در جوامع غربی و خصوصا آمریکا را بی پرده نکوهش کرده و به اعتراض آشکار علیه آنها می پردازد. خود وی در این باره می گوید:« من در مواجهه با احساسات گوناگون تنها نیستم. به عقیده من هر انسانی چه سفید و چه سیاه در زندگی خود با ناملایمات و پلیدیهایی مواجه شده است. من کاری نمی کنم که مردم و دوستانم را ناراحت کنم. بلکه چیزهایی را به زبان می آورم که مردم را شوکه کرده و باعث می شود که آنها(مردم) گوشه های پلید ذات خود را ببینند.» وی اخیرا پا به دنیای سینما گذاشته است و با بازی درخشانی در فیلم هشت مایل محدوده شهرداری شهر دیترویت را در اواسط دهه نود به تصویر می کشد. این فیلم نمایش دهنده خط جدایی سازی است که شخصیت اول فیلم را از آنچه می خواهد انجام دهد و آنچه می خواهد باشد جدا می سازد. امینم در طول این فیلم، به نقش جیمی اسمیت جی آر با مهارتی شگفت آور به اجرای سیزده آهنگ می پردازد که همگی آنها همچون گذشته کوبنده ، انتقادی و بی پرده اند. [+] نوشته شده توسط sms; در 6:8 بعد از ظهر | | All Rights Reserved [myblog] .:. Designed By Barbod Arjmand Add me to yahoo آمار
هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته اوّل فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته سوم اسفند 1385
پیوندهای وبلاگ ::Khalo0-Masih::::بهترین عکس ها و فلش ها و لینکهای دیدنی::::جدیدترین و بهترین عکس ها::::بی نظیرترین عکس ها و فلش ها و اس ام اس ها::::طراح حرفه ای قالب وبلاگ::AnJoMaNe MoToRe JoSToJoo GaRe iRaNi::: TehMusic:::Persian Themes پیوندهای روزانه اینترنت چت مولتی مدیا تمام پیوندها
..:: Negareh Design ::..قالب وبلاگ Internet,Chat,Multi media نهنگ ..::لینک دوستان ::..
پیغام مدیر وبلاگ
نیویورک راک: خب، از اینکه ثروتمند و مشهور شدی و تعداد خیلی زیادی از نوجوان ها بهت علاقه دارند چه احساسی دارید؟
امینم: من همیشه در آرزوی این چیزا بودم اما این رویا تقریبأ برام یه کابوس وحشتناک شده. منظورم اینه که هرکسی دوست داره به جایی که من الان رسیدم برسه. همه می خوان هر طوری شده به موفقیت من برسند. باید حواستون باشه که چی آرزو می کنید.
-دردسرهای ستاره شدن چه چیزهایی میتونه باشه؟
امینم: دیگه نمی تونم با خیال راحت تو خیابون قدم بزنم یا بسکتبال بازی کنم. فقط با این خاطر که همه قیافه منو می شناسند. تنها چیزی که می خواستم این بود که در ارتباط با موسیقی هیپ هاپ فعالیت داشته باشم. منتها حالا با یه دنیا دردسر باید کلنجار برم! مردم میان در خونه من، زنگ در خونه رو فشار میدن اون وقت یا می خوان ازم امضا بگیرند یا این که کتکم بزنند. این خیلی مسخره است !
- من فکر می کنم که برای موسیقی داری تاوان گناه خیلی سنگینی پس میدی. خب، می دونم که نداشتن آسایش خیلی سخته اما مطمئنأ می دونی که عاقبت مشهور شدن به کجا ختم میشه؟
امینم: هیچ کس واقعا نمی دونه که چه فشارهایی رو تحمل می کنم. من واقعا تحت فشارم. فشار اینکه همیشه خوب باشم، همیشه سوژه داغی باشم، همین الان هم بابت کارم فشارهای زیادی رو تحمل میکنم. بعضی وقتها تصمیم می گیرم که یه کارهایی رو انجام بدم تا از این اوضاع خلاص بشم و یه استراحتی بکنم، منتها نمی دونم چیکار باید بکنم. شاید واقعأ زندگی من مثل گذشته هیچ وقت هم روی آسایش رو به خودش نبینه.
-قبل از این که مشهور بشی زندگیت چطور بود؟
امینم: قبل از مشهور شدنم توی باشگاه گیلبرت کار می کردم. همه چش برام ریتم آهسته ای داشت. اما الان انگار کسی دکمه حرکت رو به جلو رو فشار داده و همین جور مثل برق و باد روزهای زندگیم میان و میرن. گاه گداری زندگیم مثل یک فیلم عجیب و غریب میشه، می دونید گاهی از خودم می پرسم که یعنی این اتفاقهای زندگی واقعأ داره رخ میده؟ باری اینو بهتون بگم که گرفتاریهای مشهور شدن بهتر از خوبی های اونه، دنیای شهرت دنیای واقعأ عجیبیه!
- توی اشعارتون از کلمه Faggot خیلی استفاده می کنید آیا شما منظورتون اینه که با اونا مخالفید؟
امینم: مردم واقعا نمی دونن که من اهل کجام، برای من Faggot به معنی هم جنس باز نیست. چطور بگم منظورم مرد زن صفت یا مرد نازک نارنجیه. یه مرد ترسو که بری از مردانگی نبرده.
- بعضی وقتها به نظر میرسه که با اشعارتون قصد دارید با والدین، جامعه و مسائل اجتماعی مخالفت کنید و غوغا به راه بندازید. در این باره چی می گید؟
امینم: من تو شهر دیترویت بزرگ شدم. توی سخت ترین شرایط زندگی، توی فقر، توی بیچارگی، میون آدمهای خشن و زورگو، من حرفهای شسته و رفته بلد نیستم ، من همینم که هستم و چیزی رو که توی فکرمه به زبون می آرم. من موقع ضبط آلبوم نقاب روی صورتم نمی ذارم و دقیقأ همون چیزایی رو می خونم که توی قلبم احساسشون می کنم، از چیزهایی می خونم که از همون دوران بچگی لمسشون کردم و سالهای سال این افکار مثل یه غده زیر پوستی رشد کرد و بزرگ شد و حالا این غده بیرون زده تا خوب بشه، من به کسی توهین نمی کنم . با هیچ کس دشمنی ندارم. فقط درباره چیزهایی می خونم که سالهاست قلبم رو به درد میاره، حالا چه این مشکلات خودم باشه یا این که مشکلات جامعه من باشه که من هم توی اون زندگی می کنم. من به کسی توهین نمی کنم فقط با زبون موسیقی کارهای زشت و پلیدشون رو براشون بزرگ و قابل لمس میکنم، خب با این کار معلومه که بهم اعتراض می کنند چون دیگه دستشون رو شده.
- لحن تند شما واقعأ براتون دردسر ساز شده فکر نمی کنید که بهتره بعضی وقتها جلو زبون خودتون رو بگیرید و درباره بعضی از مسائل آواز نخونید؟
امینم: اگه من به چیزهای ناخوشایند فکر کنم همونا رو به زبون می آرم، خیلی از مردم افکارشون از من خیلی زشت تره، منتها اونارو به زبون نمی یارن، من فکر می کنم که افکارشون از من خیلی زشت تره، منتها اونارو به زبون نمی یارن، من فکر می کنم که افکارم رو بی دلیل به زبون می آرم،من اونا رو روی کاغذ می آرم و بعد بیانشون میکنم که من به این کار میگم :صادق بودن ...
- فکر نمی کنم که شما به یک شغل سیاسی علاقه داشته باشید؟
امینم: ابدأ، من هر چیزی رو که می گم و هر کاری رو که انجام میدم، میون این دو چیز، چیز دیگه ای وجود نداره، مردم یا دوستتون دارند یا ازتون متنفرند. اونا نمی تونند به خاطر اینکه حقیقت و اون چیزی رو که توی ذهنم می گذره می گم هم دوستم داشته باشند و هم منو تحمل کنند.
- شما الان دیگه پیر شدید و صاحب دختر کوچولوی خوشگل هستید، می خواهم از نقشه هایی که برای زندگی در سر دارید برام بگید. پدر شدن مسئولیت سختیه...
امینم: اینا رو می دونم، می خوام هر وقت که دخترم بهم احتیاج داره در کنارش باشم. می خوام در قدم به قدم راه با اون باشم، می دونید، تولد اون بهترین انتخاب زندگی منه. لعنت به شهرت . «هیلی» خیلی برام از اونا عزیزتره. فکر می کنم برای شهرت و معروف بودن و روی صحنه فریاد زدن هم یه حد و مرزی وجود داره، من باید در کنار اون باشم. بابای اون باید زنده بمونه، وقتی که تصمیم به کار اشتباهی می گیرم اون واقعا کمکم می کنه. تموم فکرم دخترم است.اون همیشه مراقب منه و کنترلم می کنه، خب چی می تونم بگم؟ من دوستش دارم، بلاهای زیادی به سرم اومده اما در مقابل هر سختی عشق به «هیلی» بهم صبر و استقامت میده. اون باعث میشه سنگینی این فشارها رو احساس نکنم. دخترم تا آخر عمر به چیزی احتیاج نداره و از این بابت یه دنیا خوشحال هستم.
[+] نوشته شده توسط sms; در 6:10 بعد از ظهر | |
مارشال مترز ملقب به امینم در هفدهم اکتبر سال 1972 در خانواده ای فقیر و در حوالی شهر کانزاس به دنیا آمد. در دوران تحصیل برای رفتن به مدرسه مجبور بود که هر روز مسافت بین شهر کانزاس و منطقه مرکزی دیترویت را با پای پیاده طی کند.
مارشال دوازده ساله بود که به همراه مادرش به حومه شرقی دیترویت نقل مکان کردند. او مجبور بود که هر دو یا سه ماه یک بار مدرسه خود را عوض کند و همین موضوع باعث شد که او در ایجاد روابط دوستانه،تحصیل و داشتن آسایش ذهنی با مشکلات متعددی مواجه شود.
امینم در دوران نوجوانی با مشاهده هر نوع ظلم و ستم، تبعیض و بی عدالتی دچار خشم می شد و شدیدا آن را محکوم می کرد. او با این که سفید پوست بود، اما رفتار بی رحمانه و نژادپرستانه مسئولان سیستم آموزشی با همکلاسیهای سیاهپوست او باعث شد که از تحصیل و مدرسه بیزار شود.او از سن چهارده سالگی شیفته موسیقی رپ شد.درگیری و نزاع دانش آموزان در سالن ناهار خوری برایش از سویی هیجان انگیز و از سوی دیگر تجربه ای دردآور بود.
سرانجام تحصیل را رها کرد و به مدت چند سال با دستمزدی ناچیز در حرفه های گوناگون مشغول به کار شد، با این وجود،از علاقه او نسبت به موسیقی ذره ای کاسته نشد. وی با تلاش فراوان و پشتکاری تحسین برانگیز سخت کوشش کرد و سرانجام در سال 1995 توانست اولین آلبوم خود "بینهایت" را عرضه کند.
این آلبوم در همان ابتدای راه با شکست مواجه شد و مورد استقبال هواداران موسیقی رپ قرار نگرفت. این شکست باعث شد او که دوران کودکی خود را در فقر و فلاکت و بی عدالتی گذرانده بود ، محکم تر و استوارتر از همیشه در راه مبارزه برای رسیدن به قله موفقیت قدم بردارد.
او که ژیمناستی پر شر و شور بود به همراه نسخه ای از آلبوم ناکام خود در المپیک رپ سال 1997 شرکت کرد و در کمال ناباوری توانست در رقابتهای Free Style" " مقام دوم جهان را به خود اختصاص دهد. در همان هنگام با دکتر دِرِ آشنا شد که این آشنایی به حمایت مالی دِر از امینم منتهی شد. در اواخر سال 1999 آلبوم «اسلیم شیدی» را روانه بازار موسیقی کرد که با استقبال گرم هواداران مواجه شد. وی در این آلبوم با اشعاری صریح نکته بینانه و تلخ معضلات و ناملایمات زندگی ماشینی و بی روح روزانه را به طوفان بست.آلبوم بعدی اش با نام مارشال مترز در تابستان سال 2000 میلادی روانه بازار موسیقی شد که در هفته اول فروش خود با رقمی در حدود دو میلیون نسخه، از نظر مدت زمان فروش، یهترین آلبوم رپ شناخته شده است. دوسال پس از انتشار این آلبوم شاهکار بعدی اش با عنوان «نمایش امینم» منتشر شد. انتقادات تند و نظرات موافق و مخالف درباره مضامین اشعار وی از جمله مسائل داغ و بحث برانگیز رسانه های تصویری و روزنامه هاست. بسیاری از مردم از خود می پرسند که چرا اشعار امینم تا به این حد بی پرده،رک ،تند وتیز و پر نفرت است.
با نگاهی به دوران بلوغ و رشد او که سرشار از ظلم وستم و تبعیض بوده است، به این حقیقت می رسیم که این اشعار کوبنده از خاطرات دوران کودکی تا نوجوانی او بر ذهن معصوم اش سایه انداخته بودند ، سرچشمه گرفته اند. او با بیان این اشعار جسورانه دنیای سیاست فریبکارانه غرب را به باد انتقاد می گیرد. روابط سرد خانوادگی موجود در جوامع غربی و خصوصا آمریکا را بی پرده نکوهش کرده و به اعتراض آشکار علیه آنها می پردازد. خود وی در این باره می گوید:« من در مواجهه با احساسات گوناگون تنها نیستم. به عقیده من هر انسانی چه سفید و چه سیاه در زندگی خود با ناملایمات و پلیدیهایی مواجه شده است. من کاری نمی کنم که مردم و دوستانم را ناراحت کنم. بلکه چیزهایی را به زبان می آورم که مردم را شوکه کرده و باعث می شود که آنها(مردم) گوشه های پلید ذات خود را ببینند.» وی اخیرا پا به دنیای سینما گذاشته است و با بازی درخشانی در فیلم هشت مایل محدوده شهرداری شهر دیترویت را در اواسط دهه نود به تصویر می کشد. این فیلم نمایش دهنده خط جدایی سازی است که شخصیت اول فیلم را از آنچه می خواهد انجام دهد و آنچه می خواهد باشد جدا می سازد. امینم در طول این فیلم، به نقش جیمی اسمیت جی آر با مهارتی شگفت آور به اجرای سیزده آهنگ می پردازد که همگی آنها همچون گذشته کوبنده ، انتقادی و بی پرده اند.
[+] نوشته شده توسط sms; در 6:8 بعد از ظهر | |